الشيخ محمد علي الگرامي القمي

24

مذهب (فارسى)

بايد به يك امر ذاتى برسد « 1 » اگر لباس شما رطوبت داشت و مىدانيد كه لباستان خود مولد رطوبت نيست بدنبال آب مىگرديد ، آب را كه منبع رطوبت مىدانيد جستجو مىكنيد . و اين مطلبى نيست كه نياز چندانى به فكر داشته باشد ، از نظر عملى به اندازه‌اى فطرى است كه هرگز نياز به فكر ندارد . جستجو از علت نخستين در تمام مسائل روزمرهء زندگى اين طور عمل مىكنيد و به دنبال عامل اصلى هر شىء مىگرديد و جستجو از اولين منبع آن مىكنيد ، اساساً غريزهء تحقيق از علت هر چيز ، و حس كنجكاوى كه غريزى هر انسانى است ، بر اين اساس است . وقتى چيزى را ديديم و مىدانيم كه از اوصاف و حالات عارضى يك شىء است به دنبال علت اصيل و منبع ذاتى آن مىگرديم . يعنى چون موضوع غير اصيل را علت نمىشماريم بدنبال موضوع اصلى و منبع نخستين مىگرديم . وجود خودمان را در نظر بگيريم : يك پديده است ، يعنى قبلًا نبوده ، اين پديده به اين صورت يك وجود عارضى است بر صفحهء جهان ، علت پيدايش و حدوث آن خود ما نيستيم زيرا بديهى است كه علت در مرتبهء پيش از معلول است ، ما پيش از خودمان نبوده‌ايم تا خودمان را هستى دهيم ، پدر و مادر نيز علت ما نيستند اولًا آنها نيز همچون ما هستند و نياز

--> ( 1 ) - كل ما بالعرض ينتهى الى ما بالذات .